اندک اندک که به سمت خردادماه می رویم هوا به خودی خود رو به گرمی می نهد چه رسد که در آن ماه قرار باشدانتخابات ریاست جمهوری نیز برگزار گردد.
در این گرما اصلی ترین موضوعی که در اذهان سرد و فسرده شده و به آن توجه کافی و وافی نمی شود قانون و قانون مداری است.
دولت نهم از منظر حقوقی قانون گریزترین دولت پس از انقلاب شکوهمند اسلامی بوده است .
از ابتدای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که به برگ برگ و اصول آن بنگریم به وضوح شاهد گریز و بی اعتنایی دولت آقای احمدی نژاد به آن اصول خواهیم بود.
اصول 23و 24 قانون اساسی به ممنوعیت تفتیش عقاید و آزادی نشریات و مطبوعات اشاره دارد که در دولت نهم به کرات شاهد نقض آن بوده ایم.
اصل 25 قانون اساسی اشاره به ممنوعیت بازرسی و نرساندن نامه هاو... دارد که بازرسی نامه ها در دولت نهم به یک رسم و اپیدمی تبدیل شده است تا آن جا که اینجانب نیزاز این الطاف خفیه بی بهره نبودم!
به اصل 26 قانون اساسی که می رسیم انگار به موزه های تاریخی می نگریم!آزادی احزاب،جمعیت ها،انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی که به لطف و عنایت وافر دولت نهم همه آزادند؛آزادی بیان در دولت نهم وجود دارد،البته آزادی تا بیان آن،چه بسا که آزادی پس از بیان هرگز!
به یاد می آوریم که پس از اخراج و بازنشستگی های پیش از موعد اساتید برجسته مان دانشجویان را تحت فشار گذارده و دست نوازش در دانشگاه ها به سر و روی دانشجویان کشیده شد.فعالیت در احزاب مساوی شده است با برانداز بودن و غیر خودی،فعالیت در انجمن های صنفی و سیاسی انگ محارب رادر پی دارد و انجمن اسلامی که دیگر خدایش بیامرزد.
اصل 39 قاون اساسی را که به یاد می آورید همان که می گفت:"هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر،بازداشت،زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است".
دقیقه و ثانیه ای نیست که شاهد اجرای دقیق و احترام به این اصل نباشیم!گشت های معروف به طرح امنیت اجتماعی و اخلاقی که حتی بدون حکم قانون شهروندان را بازداشت،توبیخ و ارشاد و نوازش می کنند و با نقض مکرر قانون اساسی به کرامت انسانی توهین می کنند.
در این حین از اصول مندرج می گذرم تا برای تنفس و چند ثانیه ای به اصلی برسیم که دیگربه جولانگاه شوخی و جک تبدیل شده است،اصل 141 قانون اساسی؛همان که از ممنوعیت بیش از یک شغل دولتی می گوید،مانند آقای الهام!...
بی شک در این برهه نیازمند رئیس جمهوری قانون گرا و قانون مدار هستیم که واقعا به تعبیر اصل 115 قانون اساسی از میان "رجال مذهبی و سیاسی باشد".
مردم ایران زمین؛دانشجوی روشنفکر؛فرزند معنوی امام راحل،نخست وزیر محبوب امام و سال های دفاع مقدس و مردی که اسوه ی پایبندی به قانون و اخلاق است پا به عرصه ی انتخابات گذارده است :"مهندس میر حسین موسوی"،مردی که در بحرانی ترین زمان ها و با وجود تحریم های فراوان تورم را کنترل نمود،از کارشناسان و خبرگان استفاده کرد،قانون مداری که پس از عملیات مرصاد درسال 1367 بخشنامه ای صادر نمود تا مشکل اشتغال و استخدام را حل و از هر نوع گزینش و اجتهاد سلیقه ای در استخدام مردم جلوگیری کند.
"زنده باد معمار ،نقاش و سیاست مدار قانون مند ایران زمین"
"مهندس میر حسین موسوی"
پس از پذیرش مقاله ام در هفدهمین کنگره جهانی حقوق پزشکی و انتشار شماره پنجم نشریه سروش میزان به این گمان بودم که اوقات فراغتی به دست خواهم آورد ، به دست که نیامد هیچ، از پس آن همایش، پشت همایش و مقاله، پشت مقاله...
1- 8و9 آبان ماه ،سخنرانی در دومین کنگره بین المللی حقوق پزشکی (دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد)؛
2- 8و9 آبان ماه، سخنرانی در همایش ملی راه کارهای مواجهه علمی و عملی با بزه دیدگان و بزه کاران( دانشگاه خوراسگان –اصفهان)؛
3- 27 آبان ماه سخنرانی در همایش منطقه ای جهانی شدن و آثار اقتصادی و مدیریتی آن (شیراز)؛
مقالاتی که ارسال کردم :
1- همایش دولت و تضمینات مربوط به حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی ( دانشگاه تهران)؛
2- همایش حقوق کودک در پرتو مقررات داخلی و اسناد بین المللی( کانون وکلای مرکز)؛
مقالات در حال اتمام :
1- بررسی پیوند اعضا در نظام حقوقی ایران؛
2- بررسی و نقد کتاب شوراهای حل اختلاف - تالیف دکتر امیر حسن رهگشا)؛
3- مسئولیت بین المللی دولت در اسلام؛
4- ایدز؛ حقوق بشر و مسئولیت دولت ها؛
5- بررسی تطبیقی اتانازیا در کشورهای هلند، سوئیس،بلژیک، تایلند، اورگان( آمریکا) و اندولازیای( اسپانیا)؛
شماره پنجم نشریه ی سروش میزان منتشر شد وبا استقبال بی نظیری مواجه شدیم. این شماره سروش میزان مطالبی با عناوین ذیل را در خود جا داده است :
1- مجازاتی به نام اعدام؛
2- اخلاق ؛ مکمل یا محدود کننده ی حقوق بشر ؛
3- شبیه سازی انسان از منظر ادیان و حقوق بشر؛
4- بررسی اجمالی قولنامه در دو شاخه حقوق مدنی و ثبتی ؛
5- زمینه های اجتماعی وقوع جرم؛
6- تاثیر قواعد آمره بر تفسیر وبه کارگیری قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل؛
7- گفتگوی اختصاصی با رئیس کانون وکلای فارس؛
8- پرونده ی ویژه نامه تولد سروش میزان؛
9- اخبار حقوقی؛
10- تازه های نشر؛
11- تازه های آرا و قوانین ؛
12- مشاهیر حقوق ایران( دکتر محمد مصدق)؛
13- استفتا ( آیت الله صانعی).
* از تمامی اساتید، قضات، وکلا، روانشناسان ، جامعه شناسان ، و دانشجویان جهت ارسال مقالات خود برای شماره ششم نشریه سروش میزان دعوت می نماییم.
٭ هنوز در شوک سرقت کیفم در دانشگاه به سر می برم. بخش اعظمی از مدارکم در کیف بود حتی مدارک مربوط به بورسیه و ویزا و مدارک برای حضور در هفدهمین کنگره جهانی حقوق پزشکی در کشور چین.!!!
دیروز ایمیلی دریافت نمودم مبنی بر این که مقاله ی قاچاق انسان که نگاشته بودم در سایت جبهه ملی درج گردیده است.
بدین وسیله اعلام می دارم که اینجانب هیچ وابستگی و ارتباطی با گردانندگان سایت جبهه ملی ایران نداشته و ندارم.
متن مقاله از وبلاگم و عکس من نیز ازوبلاگ دوست عزیزم محمد علی مختاری برداشته شده و بدون اذن در آن سایت آمده است.
از اولین انتخابات کانون وکلای دادگستری 55 سال می گذرد و این در حالی است که این نهاد اولین نهاد مستقل مدنی ایران محسوب می شود .
لایحه ی استقلال کانون وکلای دادگستری در سال1331 به تصویب رسید و با تسلیم آن به :" شیخ عبد العلی لطفی " از سوی مرحوم دکتر مصدق در روز هفتم اسفند ماه همان سال اولین انتخابات کانون وکلا برگزار شد و" سید هاشم وکیل " به عنوان اولین رئیس کانون انتخاب گردید . چیزی نگذشت که با سقوط دولت دکترمصدق در 28 خرداد 1332 ، لوایحی را که به تصویب رسیده بود غیر قابل اجرا تشخیص داده شد . بالاخره پس از کشمکش های فراوان مجلسین وقت در سال 1333 مجدا لایحه ی استقلال کانون وکلا را به تصویب رساند و روند انتخابات آن تا سال 57 ادامه داشت . در سال 1358 شورای انقلاب که جایگزین مجلس بود ، حکم توقف انتخابات کانون را صادر نمود و برای این که این نهاد مستقل و مدنی بی مدیر نماند مدیریت ان را به دادگاه انقلاب سپردند ؟ خوشبختانه در سال 1362 با طرح موضوع در شورای عالی قضایی آیت ا..بجنوردی مسئول مسایل کانون شدند و سرانجام با پیشنهاد ایشان آقای دکتر گودرز افتخار جهرمی به سمت ریاست کانون وکلا منصوب شد. شان کانون تا زمان اجرای ماده ی 187 حفظ شد و ناگهان شاهد وکیل دولتیشدیم و به گفته ی اخیر دکتر ناصر کاتوزیان در نشریه ی داخلی کانون وکلای اصفهان « هدف دولت باید ایجاد همبستگی و صلح اجتماعی باشد نه این که دو گروه را در مقابل همریگرقرار دهد » و ادامه می دهند که « آن چه به ضرر عدالت است ایجاد وکیل دولتی است . تمام مفید بودن استقلال کانون وکلا به این است که وکیل محتاج به دولت نباشد» در 23 اسفند ماه انتخابات هیئت مدیره کانون وکلای مرکز انجام می شودبرابر قانون رئیس کانون وکلا ی مر کز همسنگ دادستان کل کشور است و این در حالی است
که انتخابات کانون وکلا نیز همانند انتخابات مجلس مورد محبت قرار گرفته و اکثر کاندیداهای هیئت مدیره توسط دادگاه عالی انتظامی قضات رد صلاحیت شدند و اعلام تایید شدگان هم در تاریخی غیر قانونی و خارج از موعد مقرر...
به قول دکتر نعمت احمدی بد نیست وکلا در 23 اسفندماه که پنج شنبه می باشد به جای رای گیری برای کانون وکلا به بهشت زهرا بروند و فاتحه ای در شب جمعه نثار روح رفتگان خاک بنمایند.
خداوند همگی مان را بیامرزد ، چون به خواب رفته گانیم...
پس از گذراندن روزهاي پر استرس ، امتحانات آخر ترم رادر پيش رو داريم . شماره چهارم نشريه ي سروش ميزان منتشر شد وهمزمان با برگزاري همايش ديوان كيفري بين المللي به دانشجويان حقوق ارايه شد...
بي نظيررا بي نظير كردندو ...
حال كه از همه جا گفتم ، عيدتان مبارك
گفتم عيد غدير يادم به لايحه ي قانون مجازات اسلامي افتاد و موادي راجع به ساب النبي كه در آن ماده قذف و دشنام ائمه را نيز در حكم ساب النبي قرار داده و مجازات قتل براي آن در نظر گرفته...
لايحه ي قانوني اي كه در تعريف جرم ناتوان است و پر از ابهام اجمال...
اولين كنگره ي بين المللي حقوق پزشكي
روز چهارشنبه ساعت17:45 در تالار امام علي دانشكده ي علوم پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي مقاله ي اتانازي را ارايه خواهم كرد .از قرار معلوم افتتاحيه ي كنگره با سخنراني آيت الله شاهرودي و لنكراني (وزير بهداشت) خواهد بود ودر روز پنج شنبه ساعت17با سخنراني الهام به پايان خواهد رسيد ...
پدر ، غم تومرا رنج مي دهد،اما
غم بزرگتري مي كند هلاك مرا:
بيا به خاك بلا ديده اي بينديشيم
كه ناله مي چكد از برق تازيانه در او
به خانه هاي خراب
به كومه هاي خموش
به دست هاي به آتش كشيده ي متروك
كه سوخت، يك جا، برگ و گل و جوانه در او!
به خاك مزرعه هايي كه جاي گندم زرد
لهيب شعله ي سرخ
به چار سوي افق مي كشد زبانه در او
به چشم هاي گرسنه
به دست هاي دراز
به نعش كودك دهقان ميان شاليزار
بيا ،به حال بشر ، هاي هاي گريه كنيم
كه با برادر خود هم نمي تواند زيست
چنين خجسته وجودي كجا تواند ماند؟!
چنين گسسته عناني كجا تواند رفت؟
صداي غرش تيري دهد جواب مرا:
به كوه خواهد زد!
به غار خواهد رفت!
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!"
فريدون مشيري( كوچ/ پرواز با خورشيد/ص214و 215)
Modernity and Tradition In the Iranian Legal system
جامعهي ايران همانند جوامع شرقي از قرن هجدهم و نوزدهم به بعد تحت تأثير و دستبرد فرهنگ و تمدن غربي قرار گرفت. دامنهي پديدهي نو ظهور مدرنيته به قلمرو حكومت، قانون، تكنولوژي، ادبيات، هنر و غيره كشيده شد و در اين مسير آداب و رسوم و اعتقادات بومي را تحت تأثير خود قرار داد. در پي اين نوگراييها مشروطيت در ايران شكل گرفت و از آن زمان بود كه دغدغهي مدرنيته در سرها پرورانيده شد و تا به امروز كه صحبت از پديدههايي مانند: «جهاني شدن»،« هويتهاي چندگانه» و «حقوق بشر» جاري و ساري است خداوند در قرآن كريم در آيهي 15 سورهي مباركهي لقمان ميفرمايد: «...ماليس لك به علمٌ فلا تطعهما» و در همين سوره در آيهي 21 آمده است: «وجدنا عليهء اباءنا اولو كانَ .... عذاب السعير» در آيات مذكور و ساير آيات قرآن كريم مشاهده ميشود كه خداوند بارها انسان را از تقليد و تعصب كوركورانه برحذر داشته و نمونهي جدال ناروا را تعصب به افكار باطل نياكان ميداند و سرانجام پيروي از افكار پوچ نياكان را دوزخ اعلام ميدارد (عذاب السعير).
علماي بزرگ اسلام همواره كوشيدهاند تا احكام شرعي را با مقتضيات زماني و مكاني و مسايل روز (مسايل مستحدثه) منطبق كنند. از اين رهگذر علمايي چون شيخ مرتضي انصاري، ملا كاظم خراساني، محمدحسن ناييني، سيد جمالالدين اسد آبادي در سالهاي گذشته و حضرت امام خميني (ره) دكتر علي شريعتي مهندس مهدي بازرگان، آيتالله مطهري، دكتر عبدالكريم سروش و بزرگاني ديگر سالهاي جاري سعي نمودهاند تا با تكيه بر موازين عقلي و روشهاي استدلالي راه را براي تفسير و تبيين مسايل روز بگشايند البته نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه هر يك از بزرگان طريقهي خاص خود را داشتهاند و دارند و نماد مدرنيته در آثار و گفتارهايشان متفاوت است. دورهاي نماد مدرنيته، علومتجربي بود، در دورهاي ديگر ايدئولوژي نماد و شاخص مدرنيته و در سالهاي اخير نيز معرفتشناسي انتقادي يا شناختشناسي انتقادي نماد مدرنيته دانسته شده است.
ما براي بدست آوردن جامعهاي مدرن و پويا بايد در برخورد با پديدههاي جديد و برقراري نظم و احياي حقوق پايمال شدهي اشخاص در جامعه مؤلفههاي مدرنيته را در نظر بگيريم و با يكسره نفي كردن مدرنيته ره به جايي نخواهيم برد. ما نيازمند تغيير در نگرشها و باورهاي خود به عنوان انسانهايي نيمه مدرن و نيمه سنتي هستيم و در جهت پيشبرد و تعالي امور خود نبايد در برخورد با منابع سنت و مدرنيته به پيش داوري بنشينيم و از طرفي نبايد به دنبال نفي يكسره سنتها و از جهتي نيز نبايد فريفتهي زيبايي مدرنيته شويم.
قوانين ارزش و اعتبار خود را در عمل به دست ميآورند؛ به طور مثال: قانون مدني ايران يك نمونهاي تقريباً موفق از تدوين قانونگذاري است ولي قانون مجازات اسلامي از جمله نمونههايي است كه نياز به اصلاح و تغييرات جدي دارد. بحثهايي چون ضمان عاقله، قسامه، لوث و ... به شكل سنتي وارد متن قانون مجازات اسلامي شده است و اين گونه موارد ديگر راهگشاي مسايل روزمان نخواهند بود.
امام خميني (ره) از مبتكرين فقهي جديد به شمار ميروند و امام راحل بارها اعلام نمودند كه « فقه را پويا قرار دهيد متنها با حفظ روش صاحب جواهر» . مجاز اعلام داشتن شطرنج توسط امام خميني(ره)، برابري ديه زن و مرد از سوي آيتالله العظمي صانعي و اجتهادهايي از اين دست ميتوانند راه را بر جمود و تحجر مسدود ساخته و با تشخيص نيازهاي جامعه و توسل به مكانيسمهايي چون احكام ثانويه، مصالح مرسله، نهاد حقوقي تشخيص مصلحت نظام و ... راه حلهاي مناسبي را برگزينم.
در مسير مدرنيته و هزارهي سوم بايد تقليد كوركورانه و همراه با تعصب را كنار گذارد و ازدست آوردهاي ساير ملل نيز نبايد غافل ماند و بايد با حفظ هويت فرهنگي خويش و با بهرهگيري از تأسيسات و نهادهاي پوياي فقهي و حقوقي مناسبترين و بهترين و در عين حال اجرايي ترين قواعد و قوانين را انتخاب و به كار بنديم.
كتابشناسي:
1- مراقبت و تنبيه، فوكو، ميشل، نيكو سرخوش و افشين جهانديده، نشرني (1378)؛
2- فلسفهي حقوق، كانت، ايما نوئل، منوچهر صانعي درهبيدي، نقش و نگار (1380)؛
3- تاريخ حقوق ايران؛ پروفسور حسن امين؛
4- تاريخ مختصر تئوري حقوقي در غرب، كلي، جان، محمد راسخ، طرح نو (1382) ؛
5- حقوق و اجتماع، صانعي، پرويز، طرح نو (1381)؛
6- سنت و تجدد در حقوق ايران، ضميران، محمد و شيرين عبادي، گنج دانش (1375)؛
7- انديشهي سياسي در اسلام معاصر، عنايت، حميد، ترجمهي بهاءالدين خرمشاهي خوارزمي (1365)؛
8- سنت، مدرنيته، پست مدرن اكبر گنجي؛
9- سنت و مدرنيته «ريشهيابي علل ناكامي و عقبماندگي در ايران،صادق زيبا كلام؛
10- تنبيه الامه و تنزيه المله، آيت الله علامه محمد حسين ناييني، شركت سهامي انتشار چاپ هفتم (1360)؛
11-Rawls.J.(1971), A theory of Junstic ,
اين روزها درگير آماده كردن نشريه ي سروش ميزان بودم و واقعا خسته شده ام ولي تمام شد و تا 2 روز ديگه آماده ي فروش مي شه . روال زندگي از 20 مهر به بعد از دستم خارج شد و تمام انرژيم تخليه شده ...
راستي مقاله ا م ( اتانازيا ؛ مجوز يا عدم مجوز) در اولين كنگره بين المللي حقوق پزشكي پذيرفته شده و بايد متن رو ارسال كنم...
پذيرفته شدن مقاله ي( اتانازيا ؛ مجوز يا عدم مجوز) در اولين كنگره بين المللي حقوق پزشكي
dar rabtee ba chekedee maghalee arsali b dabir khanee kongeree hgoogh
pezeshki,movafghat shodee lotfan matn kamel maghalee + chekedee lateen
ra hadaksar ta 2/8/1386 bray ma arsal nmaeed ba shomaree telfontan

عصر یک شنبه با بچه های نشریه ی سروش میزان به افطاری در مجتمع رفاهی دانشگاه دعوت شده بودیم.
بعد از صرف افطار با مدیران دانشگاه جلسه ای برگزار شد و همه دوستان نظرات و انتقادات خود را گفتند بگذریم که چه حرف هایی رد و بدل شد ...بعد از خداحافظی با دوستان شاهد صحنه ای بودم که باعث شد من بعد از مدت ها زار بگریم... ساعت یک بامداد از روز جهانی کودک بود یعنی درست یک ساعت از این روز گذشته بود... راننده ی تاکسی در حال چونه زدن با پنج تا بچه بود همشون زیر هشت سال داشتن ، کارشون تموم شده بود و می خواستن برن خونشون بالاخره سوار شدن ومن هم کنارشون نشستم شوک بدی هم وارد شد اون ها قرآن و دعا فروش بودن ... هیچ کدوم مدرسه نمی رفتن ، همشون ایرانی بودن ، همشون کودک بودن ... هنوز راننده دننده رو سه نکرده بود که همشون خوابشون برد و من و راننده ناخود آگاه به مانند دختر بچه های دبستانی زدیم زیر گریه ... بعد از چند دقیقه که گذشت یکی شون بیدار شدو به من وراننده خیره شد و ... اونها رو که رسوندیم به طرف خونه راهی شدیم، راننده می گفت 57 سال دارم و کارمند نیروی انتظامی ام سه تا بچه ی دانشجو دارم و اجاره نشین و صاحب یه لکنته ( منظورش پیکانش بود ) می گفت شبها تا صبح خوابم نمی بره و تا خود صبح تو خلوتم گریه می کنم و شرمنده ی زن و بچه هام ... دیگه طاقت نداشتم حرفاشو بشنوم ... به خونه که رسیدم رفتم که بخوابم اما دریغ ازیک دقیقه ...
عکس زیر متعلق به چه مکانی ست ؟
عکس از :مجتبی زارع

امشب شب قدر است ؛ شبي كه گفته مي شود از هزار شب بالاتر است و برتر .
نام شب قدر كه به زبان مي آيد دل هر شيعه اي ناخود آگاه روانه ي كوفه و نجف اشرف مي شود .
آه ؛ اول مظلوم تاريخ , ذكر لب هايمان ،..
حس مي كنم دستانم خشك شده و دلم هوايي نجف و كربلا...
برايم دعا كنيد تا شايد شب قدري در حرمش باشم ...
" به هر مجنون رسيدم يا علي گفت گمانم ابن ملجم هم يا علي گفت "
ياعلي ؛ التماس دعا
سال ها تو سنگ بودي دل خراش آزمون را يك زماني خاك باش
دربهاران كي شود سرسبز سنگ خاك شو تا گل برآيد رنگ رنگ
در سال مولانا ,به روز بزرگداشت مولوي رسيديم و زبان و قلم در وصف خداوندگار عشق و عرفان قاصر.
مختصري از سرگذشت مولانا: مولانا جلال الدين محمد بلخي در سال 604 هجري در بلخ -درآن روزها كه زير نفوذخوارزمشاهيان بود – ديده به به جهان گشود – پدرش بها الدين ولد معروف به سلطان العلما (صاحب اثري به نام معارف بها ولد)بود. در 24 سالگي پدر را از دست داد و مريدان پدر او را براي استادي برگزيدند.در 38 سالگي با مردي ژوليده موي و شوريده سر موسوم به شمس تبريزي آشنا شد و اين آشنايي موجبات تغيير و دگر گوني سرنوشت مولانا را فراهم آورد.بعد از مدتي مصاحبت با وي ,شمس ناپديد شد و مولانا را تسليم وجد و سماع كرد و سرودن غزل هاي شور انگيزحاصل همين فراغت است .پس از غيبت شمس با صلاح الدين زركوب و سپس با حسام الدين چلپي به مصاحبت پرداخت و حسام الدين چلپي مولانا را به سرودن كتاب عظيم مثنوي برانگيخت. مولانا سرانجام در شامگاه پنجم جمادي الآخر( برابر با 25 آذر ماه ) سال 672 هجري در گذشت. پيكر مولانارا در كنار آرامگاه پدرش در محلي به نام« باغ سلطان » دفن كردند و بنايي هم به نام " قبه ي خضرا " بر تربت وي بر آوردند. قونيه( واقع در تركيه) زيارتگاه صاحب دلان و مولوي دوستان عالم است .
از آثار اوست : الف – سروده ها: 1- مثنوي معنوي شامل شش دفتر و در مجموع حدود 26 هزار بيت ؛2- غزليات شمس با بيش از 40 هزار بيت
ب- نوشته ها : 1- فيه ما فيه (جلسات درس مولانا ) ؛2- مجالس سبعه ( هفت مجلس سخنراني مولانا) ؛3- مكاتيب ( نامه هاي مولانا ).
آب زنيد راه را هين كه نگار مي رسد مژده دهيد باغ را بوي بهار مي رسد (غزليات شمس)
جان من كمتر ز طوطي كي بود جان چنين بايد كه نيكو پي بود ( مثنوي معنوي دفتر اول)
شوراهاي حل اختلاف به موجب ماده ي 189 قانون برنامه ي سوم توسعه ي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/1/1379 و به منظور كاهش مراجعات به محاكم قضايي و رفع اختلافات به صورت كد خدامنشي به وجود آمدند. به نظر بنده اين ماده با اصول 34 ، 36 ,61 ,156 ,159, 163 قانون اساسي مغاير ت دارد.
آقاي محصل همداني در همايش شوراهاي حل اختلاف چنين اظهار داشتند كه آراي صادره از شوراهاي حل اختلاف نيازمند تطبيق با قانون نيست و هدف ايجاد صلح و رفع اختلاف است نه پياده كردن قانون ... كه اين سخن نيز تضاد آشكار با اصل 166 و ماده ي 16 آيين نامه ي اجرايي شوراهاي حل اختلاف دارد.
ماده ي 16 آيين نامه ي اجرايي شوراهاي حل اختلاف : «آراصادره بايد مستند ، مستدل و به صورت كتبي باشد و نبايدمغاير با ساير قوانين باشد در غير اين صورت اعتبار ندارند »
با توجه به ماده ي 14 آيين نامه ي اجرايي ماده ي 31 و 32 قانون اصلاح پاره اي از قوانين دادگستري مصوب خرداد1384 رسيدگي در شورا هاي حل اختلاف تابع تشريفات آيين دادرسي نبوده و طرح شكايت يا دعوا ، اعتراض و تجديدنظر خواهي و اجراي آرا در هر مرحله مجاني خواهد بود و نيز آورده شده است كه افراد در صورت تمايل به اقامه ي دعوا ي بدون وكيل مي توانند با لحاظ حدود صلاحيت شوراهاي حل اختلاف به آن ها ارجاع داده شوند .
چندي پيش دريافتم كه شوراهاي حل اختلاف براي دادرسي مبالغي را دريافت مي دارند ، دادسرا ها بدون توجه به نظر و تمايل افراد پرونده هايشان را به شوراهاي حل اختلاف ارجاع مي دهند (تضاد آشكار با اصل 34 قانون اساسي)و جالب تر آن كه طي دستورالعملي صلاحيت رسيدگي بهپرونه هايي مانند « صدور گواهي حصر وراثت » ،« مطالبه ي نفقه ي معوقه»« استرداد جهيزيه با رعايت حد نصاب (يعني يك ميليون تومان ! )» « استرداداموال مورد معامله در اموال منقول و غير منقول » « تعديل و افزايش اجاره بها » به مجموع اختيارات شوراهاي حل اختلاف افزوده شده است و گويي قوه ي قضاييه عزمش را براي واگذاري اختيارات دادگاه ها به شوراهاي حل اختلاف جزم كرده است ...و يك آمار مضحك : طبق گزارش آقاي حميديان ميزان تحصيلات اعضاي عضو در شوراهاي حل اختلاف به شرح زير است : 5/23 درصد ابتدايي , 98/11 درصد سيكل , 35/27درصد ديپلم , 21/9 درصد فوق ديپلم , 2/21 درصد ليسانس , 96/1 درصد فوق ليسانس , 26/ صدم درصد دكترا و 92/ 3 درصد مدرك حوزوي . بد نيست براي تمدد اعصاب و چند دقيقه اي خنده نگاهي به بند ج ماده ي 5 آيين نامه ي اجرايي شوراهاي حل اختلاف بيندازيد.
٭وكلا و افراد مي توانند در خصوص پرونده هاي خود ارجاع موردشان را از دادسرا به شوراهاي حل اختلاف را نپذيرند و خواهان طرح دعوا در دادگاه باشند.
در حين تماشاي سخنراني احمدي نژاد تصاويري را ديدم كه شايد جالب باشند:
1- خالي بودن سه صندلي بوش , رايس و نماينده آمريكا در حين سخنراني احمدي نژاد ؛
2- خالي بودن سه صندلي اسراييلي ها ؛
3- روزنامه خواني نماينده ي فلسطين كه زني مسيحي است ؛
و جالب تر از سه نكته ي قبل حضور غلامحسين الهام در مجمع عمومي سازمان ملل متحد بود .
پرزیدنتمان برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک رفته است. ازپرزیدنت برای سخنرانی در دانشگاه کلمبیا دعوت به عمل آمده بود .به طور اتفاقی کانال پرس تی وی و سی ان ان را گرفتم .رییس دانشگاه کلمبیا در حال ایراد سخنرانی بود.وی پرزیدنتمان را دیکتاتورخواندو به تندی از افکار احمدی نژاد در خصوص هولوکاست سخن گفت.بعد که نوبت احمدی نژادرسید هم چون مبلغان دینی سخن گفت کم کم داشت باورم می شد که او از طرف حوزه برای تبلیغ در ماه مبارک به نیویورک رفته.در حین سخنرانی یه سوتی بزگ دادو با هوی حضارمواجه شد . وی کسانی را که بمب اتم داشتند را عقب ماندگان ذهنی خواند وعلنا به عقب ماندگان ذهنی توهین کرد .واما هوی دوم از پرزیدنت سوال شد که آیا در ایران آزادی بیان وجود دارد ؟همین که گفت بله سالن کنفرانس رفت تو هوا. بعد از اتمام سخنرانی شبکه ی سی ان ان تصاویری را از روبه روی مقر سازمان ملل متحد نشان داد .جمع کثیری ایستاده بودند اما این بار نه برای استقبال و دسته گل محمدی وبوی رجایی آمد . در دست آن هاپلاکاردهایی بود که روی آنها نوشته شده بود" گو توهیل" یعنی" برو به خاک " یا به تعبیری "برو به درک".
بعد از دیدن این تصاویر یادم به مصاحبه ای که شب قبل از رفتنش به نیویورک از تلویزیون پخش شدافتادم" من و ایران محبوب ترین در نزد مردم دنیا..."
در ضمن موضوع نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در روز شنبه راجع به گازهای گلخانه ای و گرم شدن کره ی زمین است.
تصویب لوایحی هم چون "نحوه ی اجرای محکومیت های مالی "آیین دادرسی اطفال ونوجوانان "پیشگیری از وقوع جرم و پلیس قضایی "به نظر مطلوب می رسنداما هنوز سرنوشت و مشروعیت قانونی شورا های حل اختلاف که با تجویز ماده ی ۱۸۹ قانون برنامه ی سوم توسعه ی کشور در سال ۱۳۷۸ (اعتبار تا۱۳۸۳ ) شروع به کار کردند و با در خوایت ابطال آن از سوی وکلا حقوقدانان و...(اولین در خواست ابطال را "شیرزاد حیدری شهبازدر سال ۱۳۸۱ تقدیم دیوان عدالت اداری نمود) زیر سوال است و لوایحی چون جرایم رایانه ای پولشویی پیش فروش ساختمان چک مسایل و مواردی مانند حقوق شهر وندی عدم نظارت برانبوه سازان معضلات مربوط به مبادی ورود و خروج کالا و... معطل مانده اند و به ظاهر می خواهند که معطل بمانند
آیا یک رییس جمهور می تواند با ادعای (بلکه نه حقیقتا)چهره ای مذهبی و رهبانی از خود مدیریت یک نظام را بر عهده گیرد و پیش ببرد و نیاز به هیچ بینش و دانش اقتصادی سیاسی نظامی و حتی مذهبی نداشته باشد؟
اشاره : اقتدار واژه و مطلوبي اي است كه هر دولتي در سطح روابط بين الملل به دنبال آن است ؛ حال ابزارهاي به دست آوردن و در مرحله ي بعد به كار گيري آن چيست؟
آيا مي توان با شعار هاي تند و تصميم هاي خلق الساعه به اقتدار يك نظام در صحنه ي بين الملل افزود ؟ به راستي كه چنين نيست ، با ترساندن و شعار ومواردي از اين قبيل نمي توان خود نمايي نمود بلكه فقط مي تواند نگاه ها را به دنبال خويش بكشاند.
جنگ طلبي و محو كردن دولت هاي ديگر و از اين دست استراتژي هارا نمي توان از ابزارهاي كسب اقتدار(قدرت) در ورطه ي هزاره ي سوم به حساب آورد.
پهنه ي بيكران هستي كساني هم چون محمد (ص)،علي(ع)،فاطمه (س)،امام حسين (ع)،امام صادق(ع)-كورش كبير ،داريوش كبير ،كريمخان زند –جرج واشنگتن،ابراهام لينكلن ،دكتر مصدق، هاشمي رفسنجاني و ... را به خود ديده است .
اشخاص فوق و بسياري از سياستمداران و رهبران چند نكته و فاكتور را از حالت شعار خارج ساخته اند و بيش تر عمل كرده اند و در هر بحران با انتخاب و مشورت كردن بهترين را برگزيده اند كه خلاصه اي از آن نكته ها و فاكتور ها : 1- روحيه ي نقد پذيري ؛2- نگاه رو به جلو همراه با پند گرفتن از گذشتگان؛3- احترام به حقوق مكتسبه ي اشخاص؛4- خويشتن داري ؛5- تك بعدي نبودن در مواجهه با مسايل؛6- صبور بودن ؛7- فرو بردن خشم؛8-به كارگيري حداكثري از منابع؛9- به كار گيري عقل ؛
10- راستي و درستي در گفتار ؛11-منطق در عمل؛12- برقراري قانون و عدالت در اجتماع.
"Money laundering & Anti money laundering"
مجتبي زارع
چكيده
3 مسأله و نكتهي مهم
1) در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران موارد درآمدهاي نامشروع و حرام مشخص شده است اما بحث پولشويي فرع بر اين موارد است حال بايد منافع نامشروع و حرام را شناسايي و بعد محصول اين منابع يا همان پولهاي كثيف را كه با حيلهاي اجرايي تطهير شدهاند توقيف كرد؛
2) بايد خاطرنشان كرد كه در دهههاي اخير عملياتهاي مالي فقط از طريق نظام بانكي انجام نميشود بلكه اينترنت و سايبرها نقش مهمي را ايفا ميكنند؛
3) نكتهي ديگر خصوصيات بارز مجرماني است كه در اين حيطه (يعني پولشويي) فعاليت دارند كه عبارت است از قدرت تعامل و سازگاري بسيار بالا با جامعه و باهوش (به اصطلاح يقهسفيدها).
مجتبی زارع
combating human trafficking
human Trafficking
Human smuggling
com.juslaw @ gmail. Zare
چکیده : (( قاچاق انسان و به خصوص قاچاق زنان و کودکان که به بردگی عصرمدرن( modern Age slavery ) شهرت دارد یکی از موارد جرایم سازمان یافته است که از ابتدای دهه ی 1990 میلادی شدت یافته تا این که در سال های اخیر به یک معضل جهانی تبدیل شده است .
قاچاق انسان شکل جدید و امروزی برده داری و پدیده ای در حال رشد است و شکل و میزان و پیچیدگی آن دائم در حال تغییر است فلذا لزوم جرم انگاری قاچاق انسان در تمامی کشورهای جهان احساس می شود .
این نکته را نیز نباید از نظر دورداشت که افزایش قاچاق انسان در جهان به دلیل سودآوری کلان آن است .
بررسي حالت ضرورت موضوع مادهي 55 قانون مجازات اسلامي به انضمام حقوق تطبيقي
(E'tat de ne'cessite')
مجتبي زارع
مبحثي به نام حالت ضرورت در اكثر قوانين كشورها و كتابهاي حقوق جزاي عمومي آمده است. حالت ضرورت ريشهي تاريخي دارد و بحثها و رويههاي متعددي را به وجود آورده است. حالت ضرورت يكي از عوامل اباحهي جرم است كه عنصر قانوني در آن زايل است و مستلزم اقدامات تأميني نيز نميباشد. طبق اصول كلي، بزهكار وقتي ميتواند مورد مجازات قرار گيرد كه منطبق با مواد قانون جرمي انجام دهد. اما گاهي قانونگذار با احراز شرايطي انجام وقوع فعل و يا ترك فعل را مجازات نميكند يا به اصطلاح علل و اسباب جرم را توجيه و عنصر قانوني جرم را از اعتبار ساقط ميگرداند. علل توجيه كنندهي جرم عبارتاند از:
1) امر آمر قانوني؛[1] 2) دفاع مشروع[2] 3) حالت ضرورت[3] 4) رضايت مجني عليه.[4]
علل توجيه كنندهي جرم علاوه بر اين كه موجب عدم مجازات ميگردند در برخي از موارد نادر مسؤوليت مدني را نيز از بين ميبرد.
حالت ضرورت از يك ديدگاه و نظر شبيه اسباب اباحه است و از يك ديدگاه و نظر شبيه اسباب رافع مسئوليت كيفري است و دفاع شروع در نظر برخي از حقوقدانان جزء عوامل رافع مسئوليت است.
حال كه با اين چشمانداز، حالت ضرورت را بررسي خواهيم كرد و خواهيم ديد كه حالت ضرورت جنبهاي دوگانه دارد.
رژيم پهلوي سعي برنشان دادن فرهنگ ايراني و تمدن ايران زمين داشت و با اين رويكرد به روابط با ديگر كشور ها و به خصوص كشو ر هاي غربي مي رفت ،اما دريغ از اين كه مي توانست جنبه ي ديگر ايرانيان يعني« مسلمان بودن را» نيز در روابط با كشور ها و به خصوص خاورميانه ابراز دارد .
حال در سال 1386 نظر در دولت نهم 180 درجه ( البته به قول امير قلعه نويي 360 درجه)تغيير يافته است , بدين صورت كه فقط بعد و هويت مسلمان بودن را نشان مي دهند و دريغ از اين كه ما ايراني هستيم و با تمدني بيش ار 2500 سال مكتوب (دقيقا2596سال)پس شايسته آنست كه دولت و چهره ي دو بعدي و هويت ايران – اسلامي را نشان دهد و راه اعتدال در پيش گيرد؟